سیامک سعید پور – ۲۰.۱.۲۰۲۱
در بند سه واحد سه قزلحصار از مهر ماه ٦٣ تا اوايل ٦٥ پى گيرترين ورزشكار بند كه حتى يك روز غيبت نداشت وبيش از ١٠٠ كيلو بود و عيد ٦٤ و ٦٥ به عنوان پى گير ترين ورزشكار و همچنين سمبل علاقه عمومى از كل بند جايزه گرفت ساسان محمودى نازنين و مهربان و در عين حال قاطع و دوست داشتنى بود ،
در اين دوران در سلول ١٧ بند سه بيش از ٢٤ تئاتر سياسى،اجتماعى به يارى هم پى اس نويسى كرديم و در همان سلول اجرا كرديم كه به ياد ماندنى ترين آنها جمهورى خيليم بود كه وضعيت رژيم بعد از آمدن گنشر را نمايش ميداد و طرفداران خيليم را خيليم اللهى ميگفتند ، ديگرى بر اساس اعتراضات و اعتصاب شيلات شمال بود به نام عبدو ، پير گجمه خوس ، ديگرى در ارتباط با وضعيت اسفناك مردم جنوب بر اساس سخنان نماينده رژيم در مجلس و تظاهرات مردم در شوشتر و بهترين آن نمايش اعدام انقلابى صدوقى جنايتكار بود كه بر اساس فيلمى رژيم براى او درست كرده بود و صحنه انفجار را نشان ميداد و سخنرانى آخرش كه گفته بود با لهجه يزدى “مرغابى را از آب مِترسانيد” من نقش صدوقى را داشتم ساسان محمودى و عباس ز پاسدار بودند و مهدى ش نقش مجاهد شهيد محمدرضا ابراهيم زاده كه صدوقى را به درك واصل كرد بازى ميكرد،
نكته قابل تامل ، مسلسلهايى بود كه با استفاده از قطعات فلزى تخت و لوله و قوطى هاى كنسرو لوبيا و كمپوت درست كرده بوديم كه بينهايت واقعى به نظر ميرسيد ، بدون شك آن روزها يكى از بلندبالاترين سرفصلهاى زندگى ام بود و ياد آن عزيزان هميشه با من بوده ، هست و خواهد بود. روح ساسان محمودى نازنين شاد كه يكى از عزيزترين عزيزانم بود و هربار كه پسرم ساسان را صدا ميكنم به ياد او ، خنده هاى ريز ، صداى نحيف ، شور وصف ناپذير و اراده آهنينش مى افتم . او هميشه در حياط بند به سراغم مى آمد و ميگفت: سعيدپور لعنتى انگيزه بده ، و منظورش اين بود كه در حال قدم زدن يكى از سرودهاى سازمان را برايش بخوانم ، هرچه از لطافت روح و پاكى اش بگم واقعا كمه ، هميشه مرا سعيدپور لعنتى صدا ميزد و آرزوى شنيدن صدايش همچنان بعد از ٣٥ سال بر دلم مانده.
درود بر ساسان محمودى دلاور و همه قهرمانان در زنجير قتل عام وحشيانه و خونين تابستان ٦٧